موسیقی ,ثانیه ,ثانیه هایم

    شاید این هم بدبیاری من است که ثانیه هایم با نتها و "هاهاهاها"ی موسیقی های سنتی و بعضا پاپ سنتی بیشتر هماهنگ می شوند تا چند عقربه ی بدریختی که حتی بلد نیستند کمی منحنی باشند تا این قدر زمخت و قراردادی به نظر نیایند..

   این است که هر چند وقت یک بار که پلی لیستم از آهنگهای جدید خالی می شود، انگار که ثانیه های عمرم را ریخته باشند توی یک ساعت شنی و یکی روی  ساعت شنی عمرم، آب ریخته باشد، ثانیه هایم شلخته و در هم،  پِرت پرت گویان و گاهی تلق تولوق و سرفه کنان، میگذرند..

   با کمال تاسف، هدیه هایی که از دوستهایم میگیرم را به سرعت فراموش میکنم، ولی آهنگهایی که توصیه می شوند و حال خوب را می آورند، هرگز!! این است که چشمهایم را مثل گربه، روی هر تازه واردی که میبینم، تیز می کنم مگر بفهمم که طرف آهنگ باز است یا نه، که اگر بود، چشمهایم را مثل بچه گربه ی ِدیگری، معصوم وار، طوری بهش می دوزم که پلی لیست آهنگهاش را توی دامان ِ من بیندازد..


پ.ن 1 : آهنگهای پاپ هم گوش میکنم، زیاد، که مثلا نگویند طرف قیافه ی فرهیختگی برش داشته،   :)   مثلا
بهانه ی تو .. محمد اصفهانی..

پ.ن2 : طبق قوانین کپی رایت و این حرفها، لینک گذاشته نمی شود. 



 

منبع اصلی مطلب : ماه مه
برچسب ها : موسیقی ,ثانیه ,ثانیه هایم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : موسیقی!! موسیقی یعنی "ها ها ها ها"!